X
تبلیغات
روان شناسی زبان با تاکید برآموزش ابتدایی - نقش مهد کودک در زبان آموزی
 
زبان شناسی
 
درس: زبان آموزی استاد راهنما: جناب آقای کیانی تهیه کنندگان: مریم مولایی آرپناهی آمنه نجفی تابستان 89 فهرست: مقدمه ....................................................................................................1 چکیده ....................................................................................................3 سخن آموزی در کودکان ...............................................................................4 مهارت های زبانی کودکان ............................................................................8 برخی از روشهایی که نقش اساسی در مکالمه کودک دارد ........................................9 آموزش الفبا، زبان آموزی و زبان دوم در مهد کودک...............................................11 آموزش زبان دوم ......................................................................................12 ارائه نظر نویسنده .....................................................................................13 نتیجه گیری ............................................................................................14 منابع ...................................................................................................15 مقدمه کودکان بین 2 تا 6 سالگی ، در مقایسه با نوباوگان و کودکان نوپا ، زمان بیشتری را دور از خانه و والدین سپری می‌کنند. طی 30 سال گذشته ، تعداد کودکانی که به کودکستان یا مهدکودک می‌روند، افزایش یافته است. این روند عمدتا به علت افزایش چشمگیر مشارکت زنان در نیروی کار است. در حال حاضر ، مادران 67 درصد از کودکان پیش دبستانی شاغل هستند. کودکستان ، برنامه‌ای است که هدف آن بالا بردن سطح رشد کودکان 2 تا 5 ساله است و بر تجربه‌های آموزشی تاکید می‌وزد. در مقابل ، مهدکودک ، انواع تدارکات برای سرپرستی فرزندان والدین مشاغل را در بر می‌گیرد و این تدارکات در خانه کودک ارائه می‌شوند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که والدین ، اغلب کودکستان را به مهدکودک ترجیح می‌دهند. بسیاری از کودکستانها ، ساعت کار خود را از نیمه وقت به تمام افزایش داده‌اند تا به نیازهای والدین شاغل پاسخ دهند. وظیفه یک مهدکودک خوب فقط این نیست که کودکان را در غیاب والدینشان ایمن نگهدارد و آنها را خوب تغذیه کند. مهدکودک باید مانند یک کودکستان کارآمد ، تجربیات آموزش با کیفیت عالی برای کودکان فراهم آورد. برنامه‌های کودکستانها متنوع است، که از مراکز کودک محروم تا معلم محور در نوسان هستند. در کودکستانهای کودک محور ، معلمان فعالیتهای گوناگون را ارائه می‌دهند که کودکان می‌توانند از بین آنها انتخاب کنند و قسمت عمده روز ، در بازی آزاد هدف می‌شود. در مقابل ، کودکستانهای تحصیلی ، معلمان برنامه را تنظیم کنند. در این کودکستانها ، به کودکان حروف الفبا ، اعداد ، رنگها ، شکلها ، مهارتهای تحصیلی را از طریق تکرار و تمرین ، آموزش می‌دهند و بر بازی تاکید نمی‌شود. به رغم نگرانی جدی درباره مناسب بودن این پرورش ، به معلمان کودکستانی فشار می‌آورند که روی آموزش تحصیلی رسمی ، تاکید کنند. انگیزه ایجاد این گرایش ، اعتقاد عموم به این موضوع است که آموزش تحصیلی در سنین پایین‌تر ، پیشرفت نهایی جوانان را بهتر می‌کند. اما تاکید بر آموزش تحصیلی رسمی در اوایل کودکی ، انگیزش و سایر جنبه‌های رشد هیجانی را تضعیف می‌کند. کودکان 3 تا 6 ساله در کلاسهای کودک محور ، در مقایسه با کودکان کلاسهای معلم محور ، به تواناییهای خود بیشتر پی بردند، مسائل چالش‌انگیز را بیشتر ترجیح دادند، کمتر جویای تائید بزرگترها و نگران مدرسه بودند. در بررسی دیگری ، کودکان 4 ساله در کودکستانهای کودک محور ، در ارزیابیهای تحصیلی ، زبان ، مهارتهای حرکتی و زبان ، از کودکانی که در کودکستانهای تحصیلی بودند، نمره‌های بیشتری کسب کردند. چکیده کودک در ابتدای تولد موجودی زیستی است که برای ادامه حیات و تحول جسمانی و روانی خود نیاز به توجه و مراقبت دلسوزانه دارد. هر چند پیوند مادر و کودک در نه ماه بارداری مادر ایجاد شده، اما پس از تولد نیز تا مدتی نوزاد بخشی از وجود اوست، بخشی که بنا به شرایط روانی، اجتماعی مادر، می تواند خواستنی و مطلوب و یا ناخواسته باشد. همین امر بر کیفیت ارتباط مادر و کودک تأثیر می گذارد و نه تنها در میزان توجه و ارضاء نیازهای مادی و جسمانی کودک موثر می افتد، بلکه رشد و تحول هیجانی و هوشی وی را نیز متأثر می سازد. سرعت رشد انسان از تولد و حتی پیش از تولد تا هفت سالگی مسئله ای است که کم و بیش در سرتاسر جهان به آن توجه کرده اند. اکنون این مرحله را از حساسترین و مهمترین مراحل رشد انسان می دانند، پژوهشهای گوناگون عصر ما نشان داده که اگر در این مرحله ی رشد از نظر جسمی، روانی، تربیتی نسبت به کودک غفلت و کوتاهی شود در مراحل بعد تنها پنجاه درصد از این کوتاهی ها را می توان جبران و پنجاه درصد دیگر جبران ناپذیر خواهد بود. حال ممکن است بنا به شرایط مادر، مراقبت از کودک از ۲ تا ۳ ماهگی به مربیان مهد کودک سپرده شود که این امر به نوعی موجب ملازمت، همکاری و پیوستگی مادر و مربی می گردد که لازم به بذل و توجه است. sخن آموزی در کودکان صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. روانشناسان و متخصصین کودک می‌گویند صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. در صورتی که با کودکان درهنگام شب سخن بگویید قابلیت تکلم آن‌ها تا 6 برابر بهتر از حالتی که برای آن‌ها داستان می‌خوانید رشد پیدا خواهد کرد. حتی اگر کودک شما سن کمی دارد و قادر به حرف زدن نیست زمانی که صدای شما را می‌شنود و سعی می‌کند به گونه‌ای به آن‌ها پاسخ دهد مهارت‌های زبانی و تکلمی او به طرز شگفت آوری رشد می‌کند. نکته جالب توجه این است که بین سنین صفر تا 4 سال تماشای تلویزیون تقریباً هیچ تأثیری، نه مثبت و نه منفی، برروی قابلیت‌های تکلمی کودکان ندارد. از صدها سال پیش والدین برای کمک به خوابیدن کودکان یا ارتباط برقرار کردن با آن‌ها در هنگام شب برای آن‌ها قصه می‌گویند. اگر چه بسیاری از متخصصان کودک این روش را برای بهبود تکلم کودکان مفید می‌دانند اما صحبت کردن با کودکان به مراتب تأثیر بهتری روی آن‌ها دارد. آموزش زبان مهم است از آن باب كه وسيله اي براي بيان انديشه و احساس ابزاري براي انتقال ميراث فرهنگي است. شك نيست چنين وسيله اي هر قدر كاملتر و غني تر و هر چه انديشيده تر باشد مهمتر است. و در اين جاست كه مادر نخستين كسي است كه طفل چشم بدو مي گشايد و نخستين كلمه را از او فرا مي گيرد و طفل در دامان مادر چنين وسيله و ابزار را بدست مي آورد و براساس آن به توجيه خود و تشريح مسائل مي پردازد .اما در اينجا قبل از اين كه در مورد نقش مادر در سخن آموزي كودك بپردازيم، بحث كوتاهي در مورد مراحل سخنگويي و زمان آن بپردازيم. كودك به آساني نمي آموزد كه چگونه سخن گويد بلكه بايد جرياني پيچيده و طولاني را طي كند . اكثر تحقيقات در اين باره نشان مي دهد كه كودك بين 12 تا 14 ماهگي اولين لغت را به زبان مي آورد و به اين ترتيب بايد در طي 12 تا 14 ماه اول زندگي براي فهماندن غرض خود از شيوة تفهيم و تفهم پيش از تكلم استفاده كند. شيــــــــــوه هاي پيش از تكلـــــم : كودك پيش از تكلم از سه شيوه براي فهماندن غرض و منظور خود استفاده ميكند. اين شيوه ها عبارتند از: گريه و فرياد، اداي صداهاي نامشخص و اشارات.( مهمترين قسمت همان شيوه دوم است زيرا پس از چندي بصورت صداهاي مشخص و بامعنا يعني لغات در مي آيد.) ۱- گــــريه و فـــــــــرياد : در روزهاي نخست زندگي بيشتر صداهايي كه از كودك شنيده مي شود به صورت گريه و فرياد است. در طي هفته اول گريه در فواصل نامنظمي ظاهرمي شود. نوزاد بدون هيچ گونه علت ظاهري گريه مي كند. اما يك مرتبه گريه يا خود به خود و يا در نتيجه توجه مادر قطع مي شود. ۲- صــــــــدهاي غيــــــــــر مشخص : در ماههاي اول زندگي علاوه بر گريه صداهاي نامشخص ديگري شنيده ميشود اين صداها را نياموخته است بلكه بخودي خود آنها را ظاهر ميسازد و چه خوبست بدانيم كه اين صداها عموميت دارند و در تمام اقوام و ملل و نژادها ديده ميشوند بطوريكه حتي كودكان كر نيز اينگونه صداها را نشان ميدهند. كودك اغلب هنگامي كه تنهاست و افراد ديگري نيست كه او را مشغول كنند به ايجاد اين صداها مي پردازند. شنيدن صداي كودك براي خود او لذت بخش است و به همين سبب است كه اغلب با شنيدن صداي خود تبسم مي كند و گاهي نيز مي خندد. كودكان ناشنوا نيز در ابتدا مانند كودكان سالم اين گونه صداها را ايجاد مي كنند ولي چون صداي خود را نمي شنوند تا از آن لذت ببرند پس از چندي دست از ايجاد صدا بر مي دارند. ۳- اشـــــــــــــــاره : در ابتدا كودك به موازات اشاره، صداهايي نيز ايجاد مي كند و مي خواهد با كمك اين دو منظور خود را براي ديگران آشكار سازد ولي رفته رفته پي مي برد كه تنها با اشاره نيز مي توان منظور خود را آشكار ساخت ولي اگر اشاره وي فهميده نشود او از گريه براي فهماندن غرض خود كمك مي گيرد. اما در مورد زمان سخن گويي بايد بگوييم كه بسياري از كودكان طبيعتاً بين 12 و 18 ماهگي براي تكلم آماده مي شوند و چنانچه كودك در اين دورة آمادگي زبان باز نكند ممكن است از نظر عاطفي براي وي اختلالاتي دست دهد زيرا نمي تواند خواسته ها و احساسات خود را بيان كند. و در آموزش زبان سن 1- 3 سالگي بسيار مهم است از آن بابت كه اين سن دوره تقليد از بزرگسالان است و آنچه را كه آنها بگويند او ادايش را در مي آورد . از آنجا كه مادر بيش از افراد ديگر با كودك در ارتباط است. بنابراين نقش مادر در آموزش زبان به كودك را نبايد ناديده گرفت. مادر در آموزش زبان بايد نكاتي را مورد نظر داشته باشد كه اهم آنها عبارتند از : بيان كلمات از ساده به مشكل باشد، از كلمات يك هجايي شروع كند تا بتدريج بتوان كلمات چند هجايي را به او آموخت. ۲- با كودك با زبان ساده و قابل فهم حرف بزند نه با زبان علمي غليظ . البته اين امر مانع آن نيست كه مادر درست و صحيح حرف بزند. ۳- از كلماتي استفاده كند كه بيشتر مورد نياز كودكند. ۴- بيان عبارات سريع نباشد كه انتقالش به ذهن كودك با دشواري هايي همراه است . ۵- عبارات طولاني به كار نبرد . ۶- در حين صحبت اگر كودك دچار خطائي شد با فرمي آن را اصلاح كند .و كودك را تنبيه و تمسخر نكند . ۷- اصلاح تلفظ بايد از زماني شروع شود كه كودك صداهاي حروف را از هم تشخيص ميدهد . ۸- هرگز كلمه اي را به حساب اين كه از آن خوشش مي آيد غلط تلفظ نكنيم . ۹- در آموزش يك اسم نام اصلي و صحيح را بكار ببريم به عنوان مثال كلمه گوسفند را براي گوسفند به كار ببريم نه كلمه بع بعي را . اما مـــــــادران براي آموزش زبان از چه روشهايي مي توانند استفاده كنند : ۱- بازي با حروف و در آوردن صداي آن از طريق بازي و يا بيان داستان . ۲- آموزش شعر، سروده هاي ساده كه الفاظ را قالبي به كودك منتقل مي كند در اين امر آثار مفيدي دارند. ۳- در آموزش زبان كودك را بايد تشويق كرد و هرگز نبايد گذاشت كه احساس عدم لياقت كند . ۴- خودداري از عيب جوئيهاي خشن، تنبيه، تمسخر در صورت اشتباهات تلفظي و دستوري. ۵- ايجاد انگيزه براي صحبت كردن كودك از طريق بي توجهي به شيوه هاي ديگر تفهيم و تفهم از جمله گريه و فرياد و يا اشاره. آیا همه کودکان در باید در یک زمان مشخص شروع به صحبت کردن کنند؟ بطور طبیعی ، زمان زبان باز کردن در کودکان بسیار متفاوت است. بیشتر کودکان ، حتی آنهایی که بطور ذاتی ساکت هستند، بالاخره در این محدوده زمانی زبان باز می‌کنند. در حالی که تعدادی از بچه‌های ۱۲ ماهه چند کلمه ساده ، مانند مامان ، بابا ، بالا و دد ،‌ که کلماتی مشترک در بین اکثر بچه‌ها است، می‌توانند بگویند. اما کودکانی هم هستند که تا سن ۱۵ تا ۱۸ ماهگی نمی‌توانند صحبت کنند. به نظر دکتر رسکورلا ، کودکان بین ۱۳ تا ۱۸ ماهگی اولین کلمه را می‌گویند. مهارت‌های زبانی کودکان هنگامی که کودکان به سن ۲ سالگی می‌رسند، در حدود ۷۰ درصد آنها ۵۰ تا ۲۵۰ کلمه را بر زبان می‌آورند، که معمولا کلماتی مانند اسم‌ها ، فعل‌ها و صفات هستند و همچنین می‌توانند کلمات را کنار یکدیگر قرار دهند و جملات دو یا سه کلمه‌ای بسازند مانند: شیر می‌خوام، هاپو بازی کنیم). به ندرت هم کودکانی هستند که بتوانند جملات پیچیده‌تری بگویند مثل ، بابا کی می‌یاد به خونه تا باهاش توپ بازی کنم؟ تعداد قابل ملاحظه‌ای از کودکان ، در حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد ، در این سن از لحاظ گفتاری از دیگران عقب‌تر هستند. اگر کودک شما در ۲ سالگی کمتر از ۵۰ کلمه می‌گوید و یا نمی‌تواند جملات دو کلمه‌ای بسازد، از جمله کودکانی است که دیر به حرف می‌افتند. به عقیده دکتر رسکورلا ، دیر به حرف افتادن کودکان زنگ خطری به حساب نمی‌آید ولی بخصوص در مورد بچه‌های ۵ ساله بهتر است که موضوع را با پزشک کودک در میان بگذارید. نگران کننده‌تر از همه عقب ماندگی در مورد فهمیدن گفتار و یا آنچه که فرزندتان درک می‌کند، می‌باشد . یکی از کارشناسان می‌گوید: بیشتر کودکان یک ساله می‌توانند دستورات ساده را عمل کنند. به عنوان نمونه ، کفشت را پیدا کن. اگر فرزند ۱۸ ماهه شما به نظر می‌رسد که بعضی چیزها را نمی‌فهمد، بهتر است که با دکتر او مشورت کنید. اگر حرف‌های کودک شما برای همگان غیر از شما نامفهوم است. اصلا نگران نشوید. یکی از متخصصان با مطالعه بین بچه‌های ۱۸ ماهه برآورد کرده است که تنها ۲۵ درصد از آنچه که فرزندتان می‌گوید، می‌تواند برای دیگران قابل درک باشد. (در مقابل نیز شما فقط ۹۵ درصد از صحبت‌های او را متوجه می‌شوید). در آخر دکتر رسکورلا اضافه می‌کند: توانایی صحبت کردن در میان کودکان متفاوت است، تا ۳ سالگی نگران حرف زدن فرزند خود نباشید. کمک به شکوفایی گفتار در کودکان والدین در پیشرفت زبانی کودکانشان نقش کلیدی دارند. دکتر استیو برمن ، متخصص در پیشرفت‌های زبانی و استاد دانشگاه در آمریکا می‌گوید: تحقیقات نشان داده که در پیشرفت زبان دو بخش حیاتی حائز اهمیت است: تعداد کلماتی که کودک می‌شنود و دوم مقدار کمکی که از دیگران می‌گیرد. با تشویق و صحبت کردن بیشتر شما با کودکتان ، دایره لغات او گسترش می‌یابد. برخی از روش‌هایی که نقش اساسی در مکالمه کودک دارد بلند و رسا صحبت کنید. به عقیده یکی از کارشناسان: هر کاری که کودک شما انجام می‌دهد،‌ از لباس پوشیدن گرفته تا خوابیدن، فرصت خوبی برای استفاده از کلمات است. یک داستان دنباله‌دار ، همراهی کردن با اشاره ، لباست این جاست، سرت را بالا کن ، لغات جدیدی را در ذهن او می‌سازد و همچنین نشان می‌دهد که هر چیزی ، اسمی دارد. با آهنگ و موزون صحبت کنید. از زمانی که کودکان قبل از حرف زدن با دانش حرکات آشنا می‌شوند، صحبت کردن به صورت آهنگین و با حرکات دست بازی کردن برای آنها بسیار سودمند و مفید است. مانند: با دست مثل عنکبوت راه رفتن یا حرکات دایره‌وار چرخ‌های اتوبوس. کلپرلژنژ کارشناس کودکان زیر سه سال می‌گوید: معمولا بچه‌ها بیشتر کلماتی را که در ترانه‌ها می‌شنوند را به آسانی به خاطر می‌سپارند. کلمات را یکی یکی اضافه کنید. دکتر رسکورلا می‌گوید: وقتی که فرزند نوپای شما بعضی چیزها را خود به خود می‌گوید، آن لغت را به کلمات دیگرش اضافه کنید. به عنوان نمونه ، اگر او ، توپ ، می‌گوید به او بگوئید: توپ قرمز یا توپ بزرگ. این راهکار نه تنها دامنه لغات او را افزایش می‌دهد، بلکه به او یاد می‌دهد که کلمات را ترکیب کند. با اسم کلمات بازی کنید. کودک شما باید بداند که هر چیزی اسمی دارد و همچنین می‌تواند با استفاده از همین اسامی ارتباط برقرار کند. کتاب‌های مصور برای نشان دادن و نامیدن اسامی بسیار مفید است. کودک از سن ۱۲ تا ۱۵ ماهگی ، به اسم‌های ساده متکی است. در ۱۵ تا ۱۹ ماهگی کلماتی مانند فعل دویدن ، خوردن یا نشستن یا صفاتی مثل بنفش ، کوچک و سرد به لغات او افزوده می‌شود. پیش از درخواست او پاسخ ندهید (مثل تیری که از تفنگ رها شود). به فرزندتان اجازه دهید تا نیازهایش را قبل از این که شما بپرسید ، بیان کند. اگر اغلب پس از بیدار شدن از خواب تشنه است، فورا برای او آب نیاورید. بلکه در عوض اجازه دهید تا او از شما بخواهد، سپس بگوئید: تشنه هستی! الان برایت کمی آب می‌آورم. تمرین کنید و باز هم تمرین و تمرین. به فرزندتان اجازه دهید تا در هر فرصت مناسب از مهارت‌های زبانی‌اش، بخصوص با هم سن و سال‌هایش استفاده کند. به عقیده یکی از کارشناسان: وقتی که کودک شما می‌بیند که بچه‌های دیگر صحبت می‌کنند، او نیز برای حرف زدن با دیگران تشویق می‌شود. بعضی از کارشناسان گفتاری معتقدند که استفاده از پستانک ، شیشه شیر و لیوان‌های دردار که باعث مکیدن به مدت طولانی می‌شوند، باعث نوک زبانی بچه‌ها شده و ممکن است حروف س و ز را ناجور تلفظ کنند. تحمل کنید و صبور باشید. یکی از متخصصین می‌گوید: زمانی که کودکان دنبال کلماتی هستند که می‌خواهند بیان کنند، فرصت دهید، اگرچه معمولا برای والدین خسته کننده است. همچنین از پریدن بین حرف‌های کودکان جهت کامل کردن جملاتشان خودداری کنید. با این کار به آنها فرصت می‌دهید تا از کلمات ذهنی خود استفاده کنند و شما توانایی‌های آنها را باور خواهید کرد و این راه بهترین تشویق و ترغیب در همه مراحل است. آموزش الفبا، زبان آموزی و زبان دوم در مهد کودک مهدکودک در بهترین زمان رشد کودک، مکان مناسبی برای بالفعل نمودن استعداد‌های کودکان در زمینه‌های رشد شناختی، حرکتی، روانی، عاطفی و اجتماعی می‌باشد. از موضوعات مهمی که باید در مهد کودک‌ها آموزش داده شود، زبان آموزی و آماده کردن بچه‌ها برای گفتن، خواندن و نوشتن می‌باشد. زبان، اصلی‌ترین ابزار بیان اندیشه است و نخستین تحول رشد انسان پس از دو سالگی "زبان آموزی" می باشد. آن چه امروزه در زمینه‌ی آموزش الفبا در کلاس‌های آمادگی حائز اهمیت است شیوه‌های به کار رفته در این زمینه و آموزش حروف الفبا و حتی کلمه خوانی به کودکان می‌باشد. کلاس آمادگی باید زمینه‌ای برای آماده شدن کودکان جهت ورود بهتر به دبستان و کلاس اول باشد، اما بعضی از مهد کودک‌ها و خصوصاً کلاس‌های آمادگی زیر مجموعه‌ی آموزش و پرورش، کار معلم کلاس اول را انجام می‌دهند و بسیاری از والدین هم بدون اطلاع، مهد‌ کودک‌ها را برای آموزش الفبا تحت فشار قرار می‌دهند. آموزش الفبا به کودکان کلاس آمادگی به شیوه‌ی فعلی ایرادات زیر را دارد: 1) آموزش الفبا و کلمه خوانی در کلاس آمادگی بدون طی کردن مراحل مقدماتی آن مانند آموزش مفاهیم، کوچک، بزرگ، چپ، راست، پرورش دقت شنوایی ، بینایی و … به شرحی که گفته خواهد شد، باعث می‌شود که کودکان در کلاس اول خواندن و نوشتن را به خوبی یاد نگیرند. 2) آموزش الفبا و کلمه خوانی در کلاس آمادگی باعث تکراری شدن آن برای کودکان در کلاس اول ابتدایی و خسته شدن آنها می‌شود. 3) مشقت یادگیری الفبا و کلمه خوانی در آمادگی باعث رنجش کودکان و خستگی آنها و لذت نبردن از مهد کودک و عدم اشتیاق آنها برای رفتن به کلاس اول می‌شود. 4) در صورت رد دلیل‌های فوق‌، نداشتن دانش و تجربه لازم باعث می‌شود روش‌های مربیان آمادگی برای آموختن الفبا و کلمه خوانی با روش آموزش معلم کلاس اول تناقض داشته باشد و کودکان را دچار سردرگمی کند. آموزش زبان دوم امروزه آموزش زبان انگلیسی در مهد کودک‌ها به عنوان یک امتیاز و زمینه‌ای برای جذب بیشتر کودکان به این مراکز می‌باشد. طبق تحقیقات روان‌شناسان، آموزش زبان دوم به کودکان امکان پذیر و مفید است به شرطی که به روش صحیح اجرا شود. آموزش زبان دوم باید از زمانی آغاز شود که کودک زبان مادری خود را به خوبی آموخته باشد یعنی از حدود 3 یا 4 سالگی و حداکثر تا قبل از 8 سالگی شروع شود. در این سنین کودکان آمادگی ذهنی بسیار خوبی برای یادگیری زبان دوم دارند. روش مطلوب آموزش زبان دوم به کودکان باید به شیوه‌ی‌ گفت‌وگوی مادر و کودک باشد. باید آنها را به تکرار کلمات دعوت کرد اما هرگز نباید آنها را به تکرار مجبور ساخت. تقلید کودکان از والدین یا مربی باید اختیاری و دلخواه باشد. تقلید کودکان به موقع صورت می‌گیرد و زمان آن برای کودکان متفاوت است. آن چه در این زمینه مهم است آموزش مداوم زبان دوم به روش مکالمه به کودکان است که نیاز به مربی ویژه‌ی با تجربه دارد که حداقل تلفظ صحیح کلمات را به کودکان بیاموزد. از آموزش حروف، نوشتن آن و کلمه خوانی که متأسفانه در بعضی مراکز پیش‌دبستانی انجام می‌شود باید پرهیز نمود. آموزش زبان انگلیسی به روش گفته شده به کودکان چنان چه در دوره ی ابتدایی و پس از آن ادامه یابد، باعث می‌شود مشکلات فعلی که از نظر یادگیری زبان انگلیسی وجود دارد بر طرف شود و این درس در دوره‌ی راهنمایی و دبیرستان برای آنان لذت بخش باشد و از آن ترس نداشته باشند و دانشجویان تمایل بیشتری به استفاده از منابع لاتین داشته باشند. ارائه نظر نویسنده: تأثیرپذیری کودکان در مهد به مراتب بیشتر از خانه و خانواده است. اگر مربیان، افرادی آموزش دیده، کارآمد و متخصص در زمینه تربیت کودکان باشند خواهند توانست به بهترین شکل ممکن کودکان را تربیت کنند. نتیجه گیری : به اعتقاد مربیان مهدکودک، وظیفه مهم این مراکز آشنا کردن کودکان با هنجارها، ارزش های جامعه و آموختن رفتار اجتماعی و نیز آشکار کردن استعدادهای نهفته در آنان است، به طوری که در آینده با ورود به مراکز آموزشی و هنری، این استعدادها هر چه بیشتر بارور شوند. والدین باید در انتخاب مهد دقت بسیار به خرج دهند و کودکان را به دست مهدها و مربیانی بسپارند که اطمینان کافی در مورد نحوه آموزش آنها داشته باشند زبان، اصلی‌ترین ابزار بیان اندیشه است و نخستین تحول رشد انسان پس از دو سالگی "زبان آموزی" می باشد. آن چه امروزه در زمینه‌ی آموزش الفبا در کلاس‌های آمادگی حائز اهمیت است شیوه‌های به کار رفته در این زمینه و آموزش حروف الفبا و حتی کلمه خوانی به کودکان می‌باشد. از این رو باید استانداردهای لازم برای فعالیت این اماکن فرهنگی از سوی مسئولان مربوط تعیین و تبیین شود تا از سویی مهدکودک ها ملزم به رعایت این استانداردها برای ادامه فعالیت شوند و از سوی دیگر خانواده ها با آگاهی از ضوابط ، مراکزی مناسب را برای سپردن فرزندانشان شناسایی کنند گالری عکس منابع: ـ روان‌شناسی آموزش خواندن ـ علی محمد ناعمی ـ روش فعال در کودکستان ـ صغری سره
  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 0:36  توسط نوراله کیانی مدرس دانشگاه ازادشهرکرد   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM